L’aube le soir ou la nuit
نوامبر 26, 2008
Words imply …
نوامبر 17, 2008
جوئل: لازم نيست از سکوت بترسی کلمنتاين. حرف زدن ظاهری لزوماً ارتباط گرفتن با بقيه نيست
کلمنتاين: (به خودش میگيرد) من اين طوری نيستم. میخوام تو رو بشناسم. من حرفای ظاهری نمیزنم. خدايا، مردم بايد حرفاشون رو بهم بزنن. صميميت يعنی اين. واقعاً از اينکه اينو بهم گفتی خيلی عصبانيم کردی
جوئل: (تسليم میشود) متاسفم. من خودم هيچ چيز جالبی تو زندگيم ندارم
کلمنتاين: جوئل تو دروغ گويي. شبيه يه اتاق در قفل اسرارآميزی. میخوام بعضی از اون خاطراتی که يه موقعهايی می نويسی رو بخونم
(کاملا صدايش يک نواخت میشود) اگه هيچ فکر يا ترس يا علاقه يا عشقی نداری، پس اون تو چی مینويسی؟
صحنه حالا ديگر محو میشود. عکس روی ليوان قهوه خوری محو شده
.
درخشش ابدی ذهن بی آلايش
نويسنده: چارلی کافمن
مترجم: آراز بارسقيان







